خوئین میراث کهن - زندگینامه آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم خوئینی (آل اسحاق)

خوئین

روستای خوئین

استانداری زنجان

تصاویر خوئین

تاریخ خوئین

مکان های گردشگری ایران

مناطق گردشگری زنجان

مناطق دیدنی زنجان

توریستی زنجان

خسایت رسمی روستای خوئین

خویین

هیئت خویینی های مقیم قم

فیلم های بسیار قدیمی خوئین

تاریخچه خوئین

آخرین مطالب سایت : 
سه شنبه، 30 آبان ماه، 1396
منوی اصلی
لینکهای سریع
بخشهای دیگر
بخش خبری
امکانات سایت

آمار کاربران


موضوعات سایت


پیغام کوتاه سایت



فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.




آخرین نظرات کاربران
ميهمان :

با سلام و احترام

اینجانب پژوهشگر زبانها و گویش های ایرانی هستم. در رابطه با پژوهشی درباره زبان خویینی احتیاج به کمک شما عزیان دارم.

faranak.jamaleddin@gmail.com ایمیل

Faranakjam@ آیدی تلگرام



ميهمان :

سلام. لطفا نام ایشان و نیز نام آیه الله حاج شیخ احمد رضوانی زنجانی را به قسمت شاگردان شیخ عبد الکریم اضافه بفرمایید. عبد الحسین جواهر کلام در کتاب تربت پاکان قم مرحوم شیخ احمد را در شمار شاگردان  شیخ عبد الکریم شمرده و عکسش را هم آورده و نوشته که باجناق حاج شیخ علی آل اسحاق بوده. وی متوفای 1378 و مدفون شیخان قم است.



ميهمان :

سلام. شیخ موسی عباسی زنجانی در کتابش الفهرست لمشاهیر علماء زنجان نوشته که اسحاق بن ملا ابراهیم متولد 1285 و متوفای 1313 قمری و شاگرد آخوند خراسانی بود.                                                                                   ضمنا مرحوم آیه الله محمد آل اسحاق  دست کم  ده عنوان  کتاب چاپ شده دارد :   اسلام و روان شناسی 2 جلد- عرفان حج - زمینه قانون اساسی - عرفان نماز - طبیب همراه - بعد مطلق جهان - مبارزه عقل و جهل - روان شناسی خانواده - مکتب شهادت - کتاب سرخ شهادت( یادنامه فرزند شهیدش ابو الحسن)    .        مطلبتان هم عالی بود.  بهره  بردم.ممنون



ميهمان :

باتشکراز مدیران سایت خوئین میراث کهن

پس از مطالعه کتاب خوئین خونین متوجه شدم که چگونه قصبه باستانی خوئین باجمعیت فراوان وآباد به ویرانه تبدیل گردید.

خداوند تمام کسانی که برای حفظ استقلال وهویت خوئین زحمت کشیده رااجرعطانماید.




نظرات صفحات جداگانه
ميهمان :
دروت کاگە ئیشتنیچم گورانیم، اژ منطقە گوران زوان ایمەیچ نزیکە و زوان شمە. آوائی ایمەیچ تەنیا جور خوئینە مەنیە و زوانش خەریکە اژ بین بروە. ای زوانانە از لق زوانان مادتبار محسوب مون و وا زوانان کردی یک رتشان هە. درود برادر من هم گوران از منطقە گوران در استان کرمانشاە زبان ماهم بە زبان شما نزدیکە و میفهمم چی میگید. روستای ما نیز مثل خوئین تنها ماندە و زبانش دارە از بین میرە. این زبانها از شاخە زبانهای مادتبار محسوب میشن و با زبانهای کُردی ریشە مشترک دارند.

ميهمان :

اسم محلی این زبان خوئین دیلی هستش پس بهتره رگ فارسیت باد نکنه !!! دخلی به مطلب نداشت .


admin :

با سلام خدمت شما

از این که از سایت بازدید نموده و نظر داده اید کمال تشکر را داریم

ان شاء الله که بتوانیم زمینه های بهتری را برای شما عزیزان فراهم آوریم

پیروز باشید



مشترک شوید

لطفاً ایمیل خود را وارد نمایید:

با ثبت ایمیل خود مطالب جدید سایت را در ایمیل خود دریافت کنید
هنگامی که ایمیل خود را ثبت کردید به ایمیلتان رفته و بر روی لینک فعال سازی که برایتان ارسال شده کلیک کنید

اوقات شرعی

نظرسنجی
میزان محتوای سایت را چگونه ارزیابی میکنید؟

بسیار عالی میباشد
خوب میباشد
باید بیشتر کار شود
ضعیف میباشد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 127
نظرات : 4

زندگینامه آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم خوئینی (آل اسحاق)

تاریخ: يكشنبه، 9 آبان ماه، 1395

زندگینامه آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم خوئینی (آل اسحاق) در ادامه مطلب

زندگینامه آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم خوئینی (آل اسحاق)

زندگینامه حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم آل اسحاق خوئینی زنجاني


مقدمه                                                                    
اجداد اولیه خاندان آل اسحاق گروهي از شیعیان یمني ساكن عراق  بوده اند که در اواخر قرن اول هجري به جنوب شرقی ایران یعنی سیستان ( زابلستان قدیم )مهاجرت کرده و در قرون بعدي از آنجا نیز به منطقه خوئین فعلی آمده و دراین مکان اقامت گزیده و موجب تشيع مردم منطقه وي شوند .گفتني است خاندان يمني "اشعريان" نيز شيعه وساكن كوفه بودند كه در همين عصر به سيستان و سپس قم هجرت كرده وموجب تشيع مردم قم شدند (ر. ك : تاريخ تشيع رسول جعفريان ج 1 )

از علت مهاجرت نخست  اطلاعات دقیقی موجود نيست ولی از بزرگان و مشایخ خا ندان آل اسحاق نقل قول است که علت اصلی  حفظ تشیع خاندان بوده زیرا در آن مقطع شیعیان در عراق ا منیت جانی نداشته و در معرض آ زار حکام اموي  بوده اند در حالي كه ایرانیان دوستار اهل بیت بوده و سرزمین ایران بهترین مکان برای هجرت بوده است .
گویند علت مهاجرت خاندان آل اسحاق به منطقه خوئین فعلی نيز آن بوده که سيستان در قرن سوم و چهارم هجري گرفتار آشوب و حكومت هاي سختگير ضد شيعي   درآن زمان این مناطق از جنگلهای ا نبوه پوشیده و دارای دره های متعدد وآب فراوان بوده و از دید وگزند دشمنان درا مان بودند.
  باورود و ساکن شدن طایفه آل اسحاق در این منطقه وتبلیغ تشیع کم کم اهالی بومي منطقه و مناطق اطراف به مذهب تشیع علاقه مند شده و آ ن را می پذیرند. بر اساس كتاب "فرهنگ واژگان اوستايي" (انتشارات بلخ 1369 ش ) خوئين به معناي ((زيبا درخشان و با شكوه )) است . به علاوه در زبان تات كه شاخه اي از زبان پهلوي است "خو" و"خوء" به معناي "خواهر" است و در نام مناطق تات نشين مثل :خوي (آذر بايجان غربي ) خويين رود (آذر بايجان شرقي ) وخوزنين وخيارج رامند (قزوين) به كاررفته است .
مرحوم پدرم آیت الله حاج شیخ رحیم آل اسحاق خوئینی می فرمود : ملاابراهیم جد بزرگ خاندان ما فرزند اسحق و او فرزند عمران است  پدرم اسامی اجدادمان را تا جد پانزدهم می گفتند که متاسفانه به علت غفلت وکوتاهی ما و ارتحال ایشان نتوانستیم اسامی آنها را مکتوب  نمائیم ولی خاطرم هست که می فرمود جد سيزدهم و چهادهم و پانزدهم ما " قاضی احمد و  قاضی محمود و قاضی ابراهیم" نام داشتند که همه در قبرستان بالادر خوئین مدفون اند . ( رحمه الله علیهم اجمعین )

ولادت
مرحوم آیت اله حاج شیخ عبدالكریم خوئینی زنجانی - كه فقیهی بزرگ و پارسائی پرهیزگار و متخلق به اخلاق الهی بود - در سال 1291 قمری در قصبه  خوئین كه در 8 فرسخی زنجان است ، در خانواده ای روحانی به دنیا آمد و در سنین كودكی پا به مكتب گذاشت و تحصیلات ابتدایی را آن گونه كه در قدیم متداول بود در مكتبخانه به پایان رساند. خود آن مرحوم در این باره می فرماید:
   « درس مكتبخانه را كه تمام كردم، پدرم (آخوند ملا ابراهيم )مرا براي خودش كنار گذاشت تا به كارهای زندگی خانواده ام برسم و برادران دیگرم شیخ اسحاق و شیخ اسماعیل و شیخ یوسف و شیخ مصطفی را به درس فرستاد تا اینكه یك روز كه با مادرم به حمام رفته بودیم، در حمام دیدم كه دو پسر بچه كه پدرشان كشاورز بود دارند بحث علمی می كنند، خیلی ناراحت شدم و با گریه به مادرم گفتم: بچه ها دارند درس می خوانند، ولی پدرم نمی گذارد من درس بخوانم .  مادرم هم ناراحت شد اما قول داد كه دور از چشم پدرم به من درس بدهد. مادرم خودش مجتهده بود. مدتی پیش او درس خواندم تا اینكه یك روز پدرم خواست از پسرانش درس تحویل بگیرد. من هم در آنجا حضور یافتم. پدرم بعد از پرسش چند سؤال، سؤالی پرسید كه برادرانم نتوانستند جواب بدهند زود با اشاره مادرم به آن سؤال جواب دادم و پدرم متعجبانه قیافه مرا زیر نگاهش گرفت و بعد پرسید: تو درس نخوانده ای از كجا فهمیدی؟ با خنده جواب دادم: خوب اگر شما به من درس نمی دهید مجبورم كه بروم پیش مادرم درس بخوانم پدرم نیز خندید و خوشحال شد و بدین ترتیب مرا هم فرستاد كه بروم قزوین و درس بخوانم .»


خاندان آن مرحوم
پدر آن مرحوم، حاج شیخ ملا ابراهیم بن اسحاق بن عمران از شاگردان شیخ مرتضي انصاری

   تمثال مبارك شيخ مرتضي انصاري


و مادرش بانوي  مجتهده عصر قاجار، ام كلثوم خانم دختر  آیت اله آقا شیخ عبدالكریم روغنی قزوینی معروف به آخوند ملا كريم است .آن بانوی بزرگوار علاوه بر اینكه دختر مجتهد بود، خود نیز تحصیلات عالیه داشت و آن گونه كه نقل شده، در درس هاي پدرش وبرخي ديگراز علماي قزوين و نجف در پس پرده حاضر می شد و استفاده می كرد . ایشان در ايام محاجرت پدرش به  نجف اشرف با ملا ابراهيم خوئيني ازدواج كرد و آنگاه با هم به قزوین مراجعت نموده، فرزندان خود را در اين شهر بزرگ كردند . اين بانو در اواخر عمر به خوئين رفته در همانجا رحلت كرده است. خلاصه اینكه زن پارسایی بود و علاقه زیادی به روحانیت داشت، به گونه ای كه حاضر نمی شد هیچ یك از فرزندانش غیر روحانی باشند.   سيد ابراهيم موسوي زنجاني در "تاريخ زنجان " و سيد حسن امين عاملي در "مستدركات اعيان الشيعه "درباره وي نوشته اند : ام كلثوم روغني قزويني ( مجتهد محدث متوفي سال 1320 ق ) دختر آيت اله آقا شيخ كريم روغني قزويني از علما ومدرسين قزوين ( وجد خاندان ارجمندي ) بود كه علوم اسلامي رادر قسمت زنانه مدرسه  صالحيه قزوين از علماي اين شهر فرا گرفت سپس در درس خارج فقه و اصول شيخ محمد صالح برغاني (1275 ق ) و شهيد ثالث شيخ محمد تقي برغاني (1264 ق ) وپدرش حضور يافت وي به همراه خانواده اش به كربلا و سپس نجف مهاجرت كرد ودر درس علماي بزرگ اين شهر حاضر شد ودر جواني با شيخ ابراهيم خوئيني زنجاني از شاگردان شيخ مرتضي انصاري ازدواج كردوداراي پنج فرزند شد كه همگي آنها از علما وفضلاي عصر خود بودند . وي درسال 1320 قمري درگذشت .
خواهر فاضله وي رقيه خانم نيز همسر آقاي سيد علي زرآبادي قزويني گرديد كه فرزند وي آيه الله سيد موسي زرآبادي از مشاهير روزگارماست .


تحصیلات مقدماتی
شيخ عبدالكريم خوئيني تحصیلات مقدماتی و سطح خودش را در حوزه علمیه قزوین در مدرسه علمیه معصومیّه گذراند، و همیشه مشمول عنایات خاصه حضرت ولی عصر(ارواحنا له الفداء) بود . ايشان در نقل خاطره ای به فرزندانش می فرماید:
« شبی در حجره خوابیده بودیم كه با سر و صدای طلبه ای از خواب پریدیم و همگی ریختیم به حیاط. دیدیم شیخ حسین یكی از طلاب قدیمی مدرسه بلند بلند گریه می كند و به سر و سینه خودش می زند و می گوید: مش باقر رفت، مش باقر رفت! طلبه ها او را گرفتند و نگذاشتند به سر و صورتش بزند و او را آوردند به حجره خودش. همه فكر كردیم مریض شده است. به وی آب دادیم و دلداریش دادیم و رفتیم حجره های خودمان. چند روز بعد كه حال او خوب شده بود چند نفر رفتیم پیشش و جریان را پرسیدیم. گفت: یك شب كه اتفاقی از خواب بیدار شدم و به حیاط رفتم دیدم حجره مش باقر خادم فوق العاده نورانی است. مثل اینكه چراغ زنبوری در حجره اش روشن باشد . تعجب كردم و با عجله خودم را به جلوی حجره رساندم. دیدم مش باقر دو زانو مقابل آقایی نشسته و دنبال هم می گوید: بله آقا، بله آقا! چشم آقا!... نتوانستم تحمل كنم. در حالی كه دست و پایم به شدت می لرزید، خودم را از حجره مش باقر دور كردم و به حجره خودم رفتم. بی قراری شدیدی به سراغم آمده بود. هی از پنجره حجره بلند می شدم و به حجره مش باقر نگاه می كردم و می دیدم باز هم روشن است. تا اینكه یك بار دیگر كه نگاه كردم دیدم دیگر روشن نیست. زود خودم را به حجره مش باقر رساندم و در حجره را زدم. دیدم جواب نمی دهد. گفتم : مش باقر در را باز كن، من دیدم چه كسی اینجا آمده بود، خودت را به خواب نزن ! مش باقر با شنیدن این حرف بلند شد و آمد در را باز كرد و گفت:تو از كجا فهمیدی؟
گفتم: من بیدار بودم! از بیرون داشتم توی حجره را می پاییدم!
مش باقر گفت : پس تو را به خدا سوگند این ماجرا را براي كسی نقل نكن تا من از اینجا بروم.
من قول دادم كه تا تو اینجا هستی براي كسی نقل نخواهم كرد و او دوباره شروع به شرح ماجرا كرد: راستش آقا امام زمان گاهگاهی به ما سر می زند و می آید كارهایی به ما می سپارد و الان ایشان تشریف آورده بودند وآن طلبه افزود :
بعد از مدتها امشب مش باقر آمد پیش من و گفت : فلانی، من دارم می روم. آقا فرموده اند كه دیگر اینجا نمانم . و رفت به این خاطر بود كه من ناراحت شدم و گریستم.»
   مرحوم آقا شیخ عبدالكریم همیشه از مش باقر و شیخ حسین (آن طلبه كه موفق به روئيت حضرت شده بود )  به نیكی یاد می كرد و می گفت: مش باقر به طلبه ها واقعا به دیده سربازی امام زمان(عج) نگاه می كرد و به آن اعتقاد شدیدی داشت . به مشكلات طلاب رسیدگی می كرد و همواره در احترام آنها كوشا بود.


هجرت به نجف
حاج شيخ عبدالكريم پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و سطح حوزه جهت ادامه تحصیل و كسب فیض از حضور علمای بزرگ آن زمان عازم نجف می شود و سالها در كنار حرم مولا امیرالمؤمنین (ع) به تحصیل علم و تهذیب نفس می پردازد و بعد از اتمام و اكمال تحصیلات دینی خود به زنجان مراجعت می كند و در سال هاي 1324 تا 1327 قمري كه وقايع مشروطه در جريان است نمايندگي فقهي و سياسي استادش آخوند خراساني (رهبر مشروطه ) را در زنجان دارد واز طريق نامه وتلگراف وقايه زنجان را به اطلاع آخوند مي رساند و كسب تكليف مي كند پس از آن و با استقرار دولت مشروطه شيخ عبدالريم مجددا عازم نجف مي شود و تا سال 1329 قمري و شهادت آخوند خراساني در كنار وي است آقاي شيخ عبدالكريم مي گويد : آخوند خراساني قوي بنيه بود و توكلش هم فوق العاده بود وقتي دستور داد كه به سمت ايران آماده شويم و هركه تير انداختن بلد است تفنگ بردارد هيچ اضطرابي نداشت . مصمم بود كه مشروطه را از تهران رهبري كند ودست اجانب را كوتاه وقواي روس را از ايران بيرون كند . مرگ او در شب حركتش طبيعي نبود . حلقه شاگردان ايشان عمدتا به روسيه مظنون بودن كه ايشان را مسموم كرده اند . با شهادت آخوند خراساني آقاي شيخ عبدالكريم نيز به زنجان برگشت وتا پيش از حمله هواپيما هاي متفقين به زنجان (1320 ش) ساكن زنجان يود و با رضاخان درگيري داشت . سپس چند سالي را در خوئين اقامت كرد تا در سال( 1324 ش) با غلبه "فرقه دمكرات" بر منطقه عازم وساكن قم گرديد.


اساتید آن مرحوم در نجف

حضرت آیت الله آخوند محمدكاظم خراسانی،صاحب كفایه

حضرت آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی
                                             


حضرت آیت الله آقا سید محمدكاظم یزدی،صاحب عروه


حضرت آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی

      
عده ای از همدرسان آن مرحوم در نجف


حضرت آیت الله سید محمد حجت كوه كمره ای

 


  حضرت آیت الله آقا سید حسین بروجردی

 


حضرت آیت الله شيخ آقا بزرگ طهرانی



آيت اله  شيخ آقا بزرگ طهراني در كتاب " الزريعه " و" نقباء البشر " به دوستي و صميميت خود با حاج شيخ عبدالكريم اشاره كرده است .

ازدواج آن مرحوم در نجف
برادر بزرگ آقا شیخ عبدالكریم، شیخ اسحاق كه فوت می كند، ایشان با همسر او (تاجمان ) ازدواج می كنند و کفالت تنها دختر برادر (خديجه ) را به عهده می گیرد وضمنا از همسر برادر خود صاحب دختری ديگر به نام رقيه مي شود . هر دو دختر در همان نجف  ازدواج می كنند (خديجه خانم با آيه الله شيخ حسين دين محمدي و رقيه خانم با آيه الله شيخ حسين انوار ) و صاحب فرزندانی می شوند . مرحوم آیه الله شیخ ابوالحسن انوار نوه دختري شيخ عبدالكريم  از شاگردان آیت الهم خوئی بود .

مراجعت به زنجان
مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالكریم خوئینی در حدود سال 1324 قمری به زنجان مراجعت می كند و مشغول ترویج دین و رسیدگی به امور مسلمین و تربیت شاگردان علوم دینی می شود . از جمله شاگردانی كه آن مرحوم در شهر زنجان تربیت كرد، عبارت بودند از :


آیت اللّه آقا میرزا باقر زنجانی كه از مدرسین شهیر و نمونه در علم و تقوی بود و در نجف به مرجعيت رسيد.

                        
آیت اللّه آقا سید احمد زنجانی كه از اعاظم و علمای طراز اول قم در زمان آقای بروجردی بود.
  
و چنين شاگرداني به حق افتخارات بزرگی برای آن مرحوم محسوب می شدند گفتنی است كه آقا شیخ عبدالكریم در این مدت كه همزمان با رخدادهای سیاسی از جمله مشروطیت بود، از طرف مرحوم آخوند خراسانی مأموریت داشت كه مسائل منطقه خود را زیر نظر داشته باشد و از طرق مختلف  به مرحوم آخوند خراساني گزارش نماید از جمله روزنامه باختر را مرتب می خرید و به دقت مطالعه می كرد .

فعالیتهای اجتماعی آن مرحوم در زنجان

مرحوم آیت الله حاج شیخ علی آل اسحاق در باره پدر می گوید:

آن مرحوم علاوه بر تدریس در حوزه علمیه زنجان در مشكل گشایی كار مردم كوشا و به نیكی و خیراندیشی مشهور بودند. مردم در تمام كارها با او مشورت می كردند و او را دخالت می دادند. اگر ازدواجی در كار بود، از زنجان و حتی اطراف زنجان به خدمتش می رسیدند و او را برای خواندن عقد نكاح می بردند. اگر شخصی فوت می كرد او را جهت دفن و كفن دعوت می كردند خلاصه همیشه در كنار مردم و با مردم بود. اسبی داشت كه در ماه محرم بر آن سوار می شد و جهت تبلیغ در دهه های آخر محرم به شهرها و روستاهای اطراف از جمله بیجار و نقده می رفت. امّا دهه اول را در خود زنجان مشغول می شد . به هر حال آدم مردم داری بودند و در حل مشكلات مردم همیشه پیشقدم.


هجرت به قم

آیة اللّه آقا شیخ عبدالكریم خوئینی بعد از سالهای متمادی خدمات ارزنده مذهبی و اجتماعی و علمی در شهرستان زنجان، جهت اقامت دائمی به قم هجرت كرد. تاریخ 1324شمسی بود كه آن عالم ربانی همراه عائله اش به شهر علم و اجتهاد قدم نهاد و در كوچه آبشار مسكن گزید . آن مرحوم بلافاصله بعد از رسیدن به قم درس كفايه وخارج اصول  خود را در منزل شروع كرد و روز به روز به تعداد شاگردانش افزوده شد.

از جمله شاگرد ان آن مرحوم كه در جلسه درس كفایه يا خارج اصول  حاضر می شد ند عبارت بودند از :

                    
آيت الله العظمي سيد موسی شبيري            آيت الله العظمي جعفر سبحاني

 

                    
 آیت اللّه العظمي عبدالله جوادی آملی          آیت اللّه العظمي مسلم ملكوتی

 

                    
آیت اللّه ابراهيم  امینی نجف آبادی                  آیت اللّه سید قوام زنجانی


و از جمله شاگردان ایشان آیت اله  نصرت اله  بناروانی میانجی می باشد
                           
ویژگیهای اخلاقی                 
بعضي ويژگي هاي حاج شيخ عبدالكريم از زبان فرزندان ايشان عبارت است از :

اخلاص :

از جمله خصایص آن عالم عامل اخلاص بود . فرزندش آقاي شيخ علي مي گويد :  یادم می آید در زمستان یكی از سالها طلبه اي سعيدآبادی بر اثر استنشاق دود زغال در فیضیه فوت كرده بود. تشییع جنازه آن طلبه در حرم بود. مرحوم آیت اللّه آقا سید احمد زنجانی (شبيري )  كه علاقه خاصی به پدرم داشتند و همیشه احترام زیادی به او قایل بودند او را به اصرار به جلو كشیدند تا نماز میّت بخواند. من كه در صفهای عقب بودم سر و صدا افتاد كه ایشان كیست . بعد افرادی كه او را می شناختند گفتند كه فلانی است و از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی . این جریان تمام شد و ما كه در محله آبشار فعلی می نشستیم سه چهار برادر به همراه پدرمان جهت فاتحه به قبرستان نو آمدیم به پل آهنچی رسیده بودیم كه پدرمان برگشتند . آقا شیخ محمد گفتند : آقا چیزی نمانده الان می رسیم . گفت: « نه دیگر، هر چه قدر كردم نتوانستم نیتم را خالص كنم . الان می رویم آنجا و  باز آقا سید احمد به ما احترام می كنند و آقا بفرمایید می گویند و مسئله قاطی می شود» برگشتند و ما هر چه كردیم گوش نداد . از همانجا همگی برگشتیم و با پای پیاده كه ایشان جوراب هم نداشت راه خانه را در پیش گرفتیم .

دعا برای خدمت به دین :
 یك وقتی مرا خواستند و فرمودند: تو كه الحمد اللّه طلبه شده ای دعایی را به تو  یاد می دهم كه ان شاء اللّه همیشه بعد از نمازها بخوانی و روحانی بمانی و به درد دین بخوری. آن دعا این بود :
« سبحان من لا یعتدی علی اهل مملكته، سبحان من لا یأخذ اهل الارض بالوان العذاب، سبحان الرئوف الرحیم، اللهم اجعل لی فی قلبی نورا و بصرا و فهما و علما انّك علی كل شی ء قدیر.»
اهتمام به نماز شب :
ایشان تا آنجایی كه یاد ما می آید یك وقت خاص و منظم براي نماز شب گذاشته بود . درست یك ساعت به اذان صبح مانده به نماز می ایستادند و نوافل شب را به نماز صبح پیوند می دادند .
پرهیز از شهرت :
 در نزدیكی های خانه ما یزدی ها مسجدی ساخته بودند .  به كرّات از آن مرحوم درخواست كردند كه برود در آنجا امام جماعت بشود قبول نكرد و می فرمود: الحمداللّه در قم عالم زیاد است . لذا نماز جماعت كوچكی در خانه خود بر پا می داشتند و خانواده خود ايشان - كه آن روزها به بیست و چند نفری می رسیدند -  و عده ای از همسایه ها و رهگذران به ایشان اقتدا می كردند.
تقید به زیارت كریمه اهل بیت :
 ایشان علاقه زیادی به حضرت معصومه داشتند و برنامه خاصی برای زیارت گذاشته بودند كه جزو برنامه زندگانی شان شده بود . و در هفته چند بار به زیارت مشرف می شدند و از نزدیك به آن آستان ابراز ارادت می كردند.
احترام به علمای دین و پرهیز از حسادت :
مرحوم آقا میرزا باقر زنجانی نقل می كردند كه من صبح روز عیدی در زنجان به دیدن ایشان رفتم كه دیدم عبایی به تن كرده اند و آماده هستند كه بیرون بیایند. تبریك گفتم و بعد پرسیدم :  آقا كجا تشریف می برید؟ فرمودند : این آقا شیخ حسین، روحانی رسمی شهر است . احترام او واجب و به نفع دین است . بيا تا مردم نیامده اند برویم آنجا كه مردم هم به آنجا بیایند . رفتیم خانه آقا شیخ حسین انوار و دیدیم كه او هم خودش را آماده ساخته است تا به منزل آقا شیخ عبدالكریم بیاید. تا همدیگر را دیدند شیخ حسین گله كرد و با شوخی گفت: خیلی زرنگی ! من فكر می كردم الان تو خواب هستی !
شخصیت دادن به بچه ها :
ما هر كداممان كه به سن تكلیف می رسیدیم صدایمان می كرد و می گفت: از امروز دیگر الحمدللّه شما به سن تمیز و تكلیف رسیده اید. دیگر خودتان باید مواظب خودتان باشید. بعد با چشمان اشك آلود رو به آسمان می كردند و دعای عاقبت به خیری برایمان می خواندند.

عشق به امام حسین (ع) :
 ایشان خصوصیت بارزی كه داشت عشق و علاقه زیاد به امام حسین (ع) بود .  همیشه در آخر منبرهایش با صدای خوبی كه داشت روضه می خواند و براي  زیارت عاشورا اهمیت زیادی قایل بود. البته در روزهای ماه رمضان روضه نمی خواند و علتش آن بود كه می گفت : می ترسم دروغی چیزی در روضه باشد و موجب بطلان روزه شود .
 كمك به فقرا و مستمندان :
مرحوم حاج شيخ محمد فرزند ايشان مي گويد : پدرم مردم را خانواده خدا و بندگان فقير را محبوب خدا مي دانست و در كمك به آنها جوري عمل مي كرد كه گويي دارد دست خدا را مي بيند يا دل ربايي مي كند تا دل خدا را براي جلب لطف و رحمت و مغفرتش به دست بياورد . همين اخلاص هم به كارش بركت مي داد .
خصوصیات خوب مادر علویه :
آقاي شيخ عبدالكريم بعد از مراجعت آخر از نجف به زنجان ( 1329 ش ) به خواست  و رضايت تاجمان خانم با سیده صدیقه سادات مقيمي ازدواج می نمایند . ایشان بانوی عالمه ای بودند و بعضی از كتب دینی را به خوبی پیش اساتید فن خوانده بودند. مخصوصا كتاب منتهی الآمال را چند بار خوانده بودند و هدفشان این بود كه زندگی خود را با زندگی معصومین (ع) وفق دهند.
از جمله ویژگیهای بارزی كه داشتند این بود كه :
1- بسیار شهادت طلب و شهید دوست بودند . همیشه در نمازها برای خود و برای فرزندان خود از خدا طلب شهادت می كردند . لكن دعای او در مورد نواده هایش مستجاب شد و سه تا از نوه های مخلص و خوبش در دفاع مقدس به شهادت رسیدند.

     


2- در برابر خدا تسليم بود . برای او فقط رضای خدا مهم بود . می گفت هر چه خدا می گوید من هم همان را انجام می دهم .


فرزندان آیت الله شیخ عبدالكریم
ايشان نه پسر داشتند و هفت دختر پسرهاي آن مرحوم عبارت بودند از :

     
        شيخ احمد آل اسحاق                 شيخ محمد آل اسحاق                  شيخ رحيم آل اسحاق

 

     
        شيخ اسماعيل آل اسحاق               شيخ هادي آل اسحاق               شيخ علي آل اسحاق    

 

       
          ملا محمود آل اسحاق                شيخ علي اصغرآل اسحاق          ملا مهدي آل اسحاق       

                
دختران ايشان نيز به ترتيب عبارت اند از :
خديجه ( همسر حاج شيخ حسين دين محمدي)
رقيه (همسر حاج شيخ حسين انوار)
فاطمه (همسر سيدمير هادي محمدي)
كبري (همسر حاج حسن معزي زنجاني)
معصومه (همسر حاج شيخ مصطفي حق نظري)
بتول (همسر حاج شيخ اسماعيل انصاري)
مستوره (همسر حاج شيخ عبدالله حقاني)
منصوره (همسر حاج مصطفي آتوت)

اجازات آن مرحوم
آیت اللّه آقا شیخ عبدالكریم خوئینی صاحب اجازات اجتهاد مطلق از مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و مرحوم آخوند خراسانی و ملا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانی بوده اند .

تالیفات آن مرحوم
1- شرح كفایه معروف به خودآموز كفایه كه اولي شرح فارسي بر كتاب كفايه الاصول آخوند خراساني و در دو مجلّد به فارسی نوشته شده است  و قابل استفاده همه طلاب است  به طوری كه تا به حال سي بار به زیر چاپ رفته است.
2-حاشیه بر عروة الوثقی
3-فوائد كه دارای مطالب متفرقه است و چاپ نشده است
4-رساله عملیه

رحلت
سرانجام آن عالم وارسته در 28 صفر سال 1372 قمری ( 26  آبان 1331 شمسي ) در سالروز وفات پیغمبر گرامی و امام صادق (ع) در شهر مقدس قم به رحمت ایزدی پیوست و در قبرستان نو مدفون گردید.

 

عاش سعیدا و مات سعیدا


 

(دسته : مقالات خویین) (بازدید : 1009)
9 امتیاز از 9 رای 0 نظر برای این مطلب ارسال شدهبازگشت «

اشتراک گذاري مطلب

انتخاب ها

  ارسال به دوستان

  گزارش این پست به مدیر سایت


کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(آبی رأی منفی و سبز رأی مثبت):


مرتبط باموضوع :

آموزش زبان خوئینی

[ سه شنبه، 2 مهر ماه، 1392 ] 19632 بار از این مطلب بازدید شده

داستان کشته شدن شیخ محمد علی آل اسحاق

[ دوشنبه، 19 فروردين ماه، 1392 ] 6191 بار از این مطلب بازدید شده

مقاله ای پیرامون زندگی بزرگان آل اسحاق

[ سه شنبه، 2 مهر ماه، 1392 ] 7447 بار از این مطلب بازدید شده

سند پیشنهادی چشم انداز روستای خوئین در افق 1404

[ جمعه، 2 بهمن ماه، 1394 ] 2656 بار از این مطلب بازدید شده

کتاب خوئینی خونین اثر رُکن الدین همایونفرخ

[ شنبه، 16 بهمن ماه، 1395 ] 663 بار از این مطلب بازدید شده


نام: علی اکبر
-----------------------------------------------------------
در مورخه : سه شنبه، 18 آبان ماه، 1395 (IP آدرس : _._._._)

عاش سعیدا و مات سعیدا  

این جمله رابه انتهای متن ایشان قرار دهید ممنون می شوم


ارسال جوابیه

 
لطفا با اعلام نظرات خود ، ما را در پیشبرد سایت یاری نمایید

فرم ارسال نظرات

نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

ارتباط
شماره تماس 1 : 09354443199
(تماس در مواقع ضروری)
ایمیل : haji4762@yahoo.com
علی اکبر آل اسحاق
درباره ما
سایت خویین میراث کهن در بهمن سال 90 پا به عرصه اینترنت نهاد و با ایجاد امکاناتی بستر گسترش فرهنگ و تمدن روستای خویین را ایجاد کرد . حضور پر رنگ شما عزیزان در سایت باعـث شد تا تـغیـیرات عمده ای در سایت ایجاد شود تا همه بتوانند به راحتی هر گونه تصویر یا فیلم و یا مقاله که از روستای زیبای خویین در دست دارند برای همگان به اشتراک بگذارند. *به امید حضور پرشور شما عزیزان و آبادانی هر چه بیشتر روستای خویین*
پشتیبانی

LiveZilla Live Help